لبخندبزن

لبخندبزن...
بدون انتظارپاسخی ازدنیا!!!
بدان دنیا روزی آنقدرشرمنده میشود
باتمام سازهایت میرقصد.

لبخندبزن...
بدون انتظارپاسخی ازدنیا!!!
بدان دنیا روزی آنقدرشرمنده میشود
باتمام سازهایت میرقصد.

هر وقت من یک کار خوب می کنم مامانم به من می گوید بزرگ که شدی برایت یک زن خوب می گیرم.تا به حال من پنج تا کار خوب کرده ام و مامانم قول پنج تایش را به من داده است
حتمن ناسرادین شاه خیلی کارهای خوب می کرده که مامانش به اندازه استادیوم آزادی برایش زن گرفته بود. ولی من مؤتقدم که اصولن انسان باید زن بگیرد تا آدم بشود ، چون بابایمان همیشه می گوید مشکلات انسان را آدم می کند.
خدایا ببخش اگر نا امیدت کردم

ﯾﺎﺩتونه ﺑﭽﮕﯽ ﻫﺎمون ﻭﻗﺘﯽ ﻣﯽ ﺭﻓﺘیم قبرستون ﺳﻌﯽ میکردم ﭘﺎمون ﺭﻭ ﻗﺒﺮﺍ ﻧﺮﻩ ؛ ﺗﺎ ﺭﻭ ﯾﮑﯿﺸﻮﻥ ﻣﯽ ﺭﻓﺖ ﺟﯿﮕﺮمون ﺁﺗﯿﺶ ﻣﯽ ﮔﺮﻓﺖ ؛ ﭼﺸﺎﻣﻮنو ﻣﯽ ﺑﺴﺘیم و ﺗﻮی ﺩﻟمون ﺑﺮﺍشون ﺻﻠﻮﺍﺕ ﻣﯽ ﻓﺮﺳﺘﺎﺩیم …
ﭼﻨﺪ ﺳﺎﻝ ﮔﺬﺷﺖ
، ﻣا ﺑﺰﺭﮔﺘﺮ ! ﻣﺮﺩﻩ ﻫﺎ ﺑﯿﺸﺘﺮ ، ﻗﺪﯾﻤﯽ ﻫﺎ ﭘﻮﺳﯿﺪﻩ ﺗﺮ و ﺟﺪﯾﺪﯼ ﻫﺎ ﺑﺎ ﺳﻨﮓ ﺷﮑﯿﻞ ﺗﺮ !
ﻧﻤﯽ ﺩﻭﻧﻢ
ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺭﻭﯼ ﭼﻨﺪﺗﺎ ﻗﺒﺮ ﭘﺎمون میره یا ﺑﺮﺍﯼ ﭼﻨﺪﺗﺎشون ﯾﺎﺩمون ﺭﻓته ﺻﻠﻮﺍﺕ ﺑﻔﺮﺳﺘیم
ﮐﺎﺵ ﻫﻤﻮﻥ ﺑﭽﻪ ﻣﯽ ﻣﻮﻧﺪﯾم !
توجه:
کسری مدارکا رو گرفتم، باید تا فردا وقت اداری
بیاریمشون؛ از اداره آموزش پرورش ناحیه
تحصیلیتون باید بگیرین؛ نیاریم( که نمیتونیم بیاریم) سایت برای انتخاب واحد باز نمیشه.
خانمها و آقایان:
اسدی: تاییدیه دوره متوسطه
اکبری: تاییدیه دوره متوسطه
ایرجی: تاییدیه پیش دانشگاهی
برادران: تاییدیه دوره متوسطه، تاییدیه دوره متوسطه
برهان پناه: گواهینامه دوره پیش دانشگاهی
بزم آرا: تاییدیه دوره متوسطه
بنسبردی: گواهینامه دوره پیش دانشگاهی، گواهینامه دوره متوسطه،
تاییدیه دوره پیش دانشگاهی
پورحسین: آوردی همشو، خدا ازت نگذره!!!
خودم: میدونم چیه،نمیگم
چراغیان: گواهینامه دوره پیش دانشگاهی، تاییدیه دوره متوسطه
خانی: گواهینامه دوره پیش دانشگاهی، گواهینامه دوره متوسطه،
تاییدیه دوره متوسطه
داودی: گواهینامه دوره پیش دانشگاهی، گواهینامه دوره متوسطه
رزمی: گواهینامه دوره پیش دانشگاهی
فخر شاملو: تاییدیه دوره متوسطه
قاعدی: تاییدیه دوره متوسطه
محمدزاده: گواهینامه دوره پیش دانشگاهی، تاییدیه دوره متوسطه
مظلومی: گواهینامه دوره پیش دانشگاهی، گواهینامه دوره متوسطه،
تاییدیه دوره پیش دانشگاهی
مقدم: گواهینامه دوره پیش دانشگاهی
هوشیار: تاییدیه دوره متوسطه
البته نگران نشین زیاد، این اوضاع برا کل دانشگاه اتفاق افتاده،
فکرنکنم مشکلی پیش بیاد، یعنی خودشون بالاخره راه میان باهامون
"توجه"
پرسیدم تا روز قبل انتخاب واحد وقت داریم کسری مدارکو بیاریم.
حتما بیارین که مث اینکه این ترم ازون ترما نیست!

یه سفره ی ساده
نه آب پرتقال و نه نوشیدنی های آنچنانی,
همون چایی خودمون ؛
رنگارنگی سفره مهم نیست ،
مهم چندنفری هستن که دورش نشستن ،
پر از عشق ، پر از محبت …
چایی تلخ رو که با عشق دم کنی ،
شیرین ترین نوشیدنی دنیا میشه حتی بدون قند....
بخشی از شخصیت شما در رگهایتان جاریست
آیا گروهای خونی می توانند باعث ایجاد یک خصوصیت یا عادت شخصی شوند؟
شاید بله�شاید هم نه�برای نزدیک شدن به پاسخ این مقاله را بخوانید.اما فراموش نکنید که اتکا به یک مقوله یا دلیل برای قضاوت در مورد اشخاص تنها نوعی ساده لوحی است.
تیپ گرم: گروه خونیO
تیپ سرد: گروه خونی A
تیپ فعال: گروه خونی B
فارغ از مراقبت و بی نیاز از توجه: گروه خونی AB
خب حالا ادامه مطلبو بخونین
برنامه ی پنجم:
بچه بودی کدوم بازی رو بیشتر دوس داشتی؟
ماجرای بز خری
روزی بود و روزگاری بود. یک روز
ملانصرالدین تصمیم گرفت گاوش را به بازار ببرد و بفروشد پیش از رفتن به
بازار، آب و علف خوبی به گاوش داد و آن را به بازار برد. یکی از آدم های
بدکار وقتی دید ملانصرالدین گاوش را به بازار آورده تا بفروشد، فکری شیطانی
به ذهنش رسید و نقشه ای کشید که سر بی چاره کلاه بگذارد. او با عجله به
سراغ دوستانش رفت و نقشه اش را با آن ها در میان گذاشت و طبق نقشه، یکی یکی
به طرف ملا نصرالدین رفتند.

امروز كه از خواب بیدار شدم از خودم پرسیدم :
زندگی چه می گوید؟
جواب را در اتاقم پیدا كردم،
سقف گفت : اهداف بلند داشته باش!
پنجره گفت : دنیا را بنگر!
ساعت گفت : هر ثانیه با ارزش است!
آیینه گفت : قبل از هر كاری به بازتاب آن بیندیش!
تقویم گفت : به روز باش!
در گفت : در راه هدف هایت سختی ها را هُل بده و كنار بزن!
زمین گفت : با فروتنی نیایش كن!
و در آخر، تخت خواب گفت : ولش کن بابا بگیر بخواب !!!!!!!

"خبر ناگوار"
دانشگاه تا عید فطر تعطیله و از نمره جدید هم خبری نیست
اصلاحیه:
ازین به بعد روزای زوج ساعت 10 تا 12 بازه
"دیگه نرید رو ریل مترو دراز بکشینا"

گاهی با یک قطره ، لیوانی لبریز میشود
گاهی با یک کلام ، قلبی آسوده و آرام میگیرد
مواظب بعضی یک ها باشیم !

وقتی دلم خسته می شود ...
گرد و غبارش را با اشک میگیرم و از شادی که در راه است، میگویم.
وقتی دلم خسته میشود،
برایش از فردایی روشن میخوانم
بهیادش میآورم که چه دلهایی را از خستگی به درآورده!
وقتی دلم خسته میشود،
مینشینم و برایش آرام نجوا میکنم
گرد و غبارش را با اشک میگیرم
و از شادی که در راه است، میگویم.
وقتی دلم خسته میشود،
دوست را صدا میزنم
و به خدایی که بزرگ است، میسپارماش...
تو با زندگیت چکار می کنی؟


طنز ماه رمضون
خدایا ماه رمضان را مانند المپیک هر ۴ سال یک بار آن هم در یک کشور برگزار کن
غضنفر ماه رمضون ميره خونه دوستش مي خوابه
دوستش بهش ميگه سحر صدات كنم؟؟
غضنفر مي گه نه همون غضنفر صدام كني بهتره
به غضنفرميگن پاشو سحره. ميگه بزار بخوابم.خودم فردا بهش زنگ ميزنم......
این دنیا زندان مومن و دیاری فانی است و انسان در این دنیا مسافری بیش نیست و روزه بر مسافر واجب نیست
(ستاد روزه خواران)!!
به طرف میگن; روزه میگیری؟ میگه نه، دو روز اول رو نگرفتم دیدم میتونم نگیرم بقیش رو هم
چرا سحری می خوری؟ می گه نماز که نخونم،...
روزه که نگیرم... سحری هم نخورم؟ بابا مگه من کافرم؟
سحرگاهان به قصد روزه داری// شدم بیدار از خواب و خماری
برایم سفره ای الوان گشودند// به آن هر لحظه چیزی را فزودند
برنج و مرغ و سوپ وآش رشته// سُس و استیک با نان برشته
خلاصه لقمه ای از هرچه دیدم// کمی از این کمی از آن چشیدم
پس از آن ماست را کردم سرازیر// درون معده ام با اندکی سیر
وختم حمله ام با یک دو آروغ// بشد اعلام بعداز خوردن دوغ
سپس یک چای دبش قند پهلو// به من دادند با یک دانه لیمو
خلاصه روزه را آغاز کردم// برای اهل خانه ناز کردم
برای اینکه یابم صبر و طاقت// نمود م صبح تا شب استراحت
دوپرس ِ کلّه پاچه با دو کوکا// کمی یخدر بهشت یک خورده حلوا
به افطاری برایم شد فراهم// زدم تو رگ کمی از زولبیا هم
وسی روزی به این منوال طی شد// نفهمیدم که کی آمد و کی شد
به زحمت صبح خود را شام کردم// به خود سازی ولی اقدام کردم
به شعبان من به وزن شصت بودم// به ماه روزه ده کیلو فزودم
اگرچه رد شدم در این عبادت// به خود سازی ولیکن کردم عادت
خدایا ای خدای مهر و ناهید// بده توش و توانی را به« جاوید»
که گیرد سالیان سال روزه// اگرچه او شود از دم رفوزه
خدایا...........یادم بده............یادم باشه............یادت باشم...

السلام علیک یا شهر الله الاکبر و یا عید اولیائه
در ماه پر خیر و برکت رمضان برایتان قبولی طاعات و عبادات را آرزومندیم ...
روزه هنگام سوال است و دعا / پر زدن با بال همت تا خدا
شهر یکرنگی و بی آلایشی / ماه تقصیر و گنه فرسایشی
عاشقان معشوق خود پیدا کنند / تا سحر در گوش او نجوا کنند
درد خود گویند با درمان خویش / با طبیب و یا انیس جان خویش ..
التماس دعا

حکایت ایرانی ها در قیامت
حکایت ماها در اون دنیا!!
تعلق داره. اینها هم که گفتی، خیلی بد نسیت!
برو یک زنگی به شیطان بزن تا بفهمی درد سر واقعی یعنی چی!!!
جبرئیل میره زنگ میزنه به جناب شیطان... دو سه بار میره روی پیغامگیر تا بالاخره شیطان
نفس نفس زنان جواب میده: جهنم، بفرمایید؟
جبرئیل میگه: آقا سرت خیلی شلوغه انگار؟
شیطان آهی میکشه و میگه: نگو که دلم خونه... این ایرونیها اشک منو در آوردن به خدا!
شب و روز برام نگذاشتن! تا روم رو میکنم این طرف، اون طرف یه آتیشی به پا میکنن!
تا دو ماه پیش که اینجا هر روز چهارشنبه سوری بود و آتیش بازی!... حالا هم که... ای داد!!!
آقا نکن!
بهت میگم نکن!!! جبرئیل جان، من برم .... اینها دارن آتیش جهنم رو خاموش میکنن که جاش
کولر گازی نصب کنن...

نتیجه گیری این داستان به پای خودتون باشه...


