لبخندبزن

لبخندبزن...

بدون انتظارپاسخی ازدنیا!!!

بدان دنیا روزی آنقدرشرمنده میشود

که به جای پاسخ لبخند

باتمام سازهایت میرقصد.

ترم اول...ترم آخر

 

هیچ تفریحی بهتر از .........نیست

اینم یه مدلشه نه؟؟؟

انشا یک بچه دبستانی در مورد ازدواج (فقط خنده)

انشا یک بچه دبستانی در مورد ازدواج 

fu1069 انشا یک بچه دبستانی در مورد ازدواج (فقط خنده)

هر وقت من یک کار خوب می کنم مامانم به من می گوید بزرگ که شدی برایت یک زن خوب می گیرم.تا به حال من پنج تا کار خوب کرده ام و مامانم قول پنج تایش را به من داده است

حتمن ناسرادین شاه خیلی کارهای خوب می کرده که مامانش به اندازه استادیوم آزادی برایش زن گرفته بود. ولی من مؤتقدم که اصولن انسان باید زن بگیرد تا آدم بشود ، چون بابایمان همیشه می گوید مشکلات انسان را آدم می کند.

ادامه نوشته

خدایا ببخش اگر نا امیدت کردم


خدایا ببخش اگر نا امیدت کردم 


                               


ﯾﺎﺩتونه ﺑﭽﮕﯽ ﻫﺎمون ﻭﻗﺘﯽ ﻣﯽ ﺭﻓﺘیم  قبرستون ﺳﻌﯽ میکردم ﭘﺎمون ﺭﻭ ﻗﺒﺮﺍ ﻧﺮﻩ ؛ ﺗﺎ ﺭﻭ ﯾﮑﯿﺸﻮﻥ ﻣﯽ ﺭﻓﺖ ﺟﯿﮕﺮمون ﺁﺗﯿﺶ ﻣﯽ ﮔﺮﻓﺖ ؛ ﭼﺸﺎﻣﻮنو ﻣﯽ ﺑﺴﺘیم و ﺗﻮی ﺩﻟمون ﺑﺮﺍشون ﺻﻠﻮﺍﺕ ﻣﯽ ﻓﺮﺳﺘﺎﺩیم …

ﭼﻨﺪ ﺳﺎﻝ ﮔﺬﺷﺖ ، ﻣا ﺑﺰﺭﮔﺘﺮ ! ﻣﺮﺩﻩ ﻫﺎ ﺑﯿﺸﺘﺮ ، ﻗﺪﯾﻤﯽ ﻫﺎ ﭘﻮﺳﯿﺪﻩ ﺗﺮ و ﺟﺪﯾﺪﯼ ﻫﺎ ﺑﺎ ﺳﻨﮓ ﺷﮑﯿﻞ ﺗﺮ !
ﻧﻤﯽ ﺩﻭﻧﻢ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺭﻭﯼ ﭼﻨﺪﺗﺎ ﻗﺒﺮ ﭘﺎمون میره یا ﺑﺮﺍﯼ ﭼﻨﺪﺗﺎشون ﯾﺎﺩمون ﺭﻓته ﺻﻠﻮﺍﺕ ﺑﻔﺮﺳﺘیم

 ﺍﻣﺎ ﺭﺍﺳﺘﺶ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﯾﻪ ﭼﯿﺰﯼ ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ : ﻣﺎ ﮐﻪ ﺩﻟﻤﻮﻥ نمیومد ﺣﺘﯽ ﺭﻭﯼ ﻣﺮﺩﻩ ﻫﺎ ﭘﺎ ﺑﺬﺍﺭﯾﻢ ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﭼﻘﺪﺭ ﺭﺍﺣﺖ ﺭﻭﯼ ﺯﻧﺪﻩ ﻫﺎ ﻭ ﺍﺣﺴﺎﺳﺸﻮﻥ ﭘﺎ میزﺍﺭﯾﻢ …


ﮐﺎﺵ ﻫﻤﻮﻥ ﺑﭽﻪ ﻣﯽ ﻣﻮﻧﺪﯾم !


کسری مدرک

توجه:

کسری مدارکا رو گرفتم، باید تا فردا وقت اداری 

بیاریمشون؛ از اداره آموزش پرورش ناحیه

تحصیلیتون باید بگیرین؛ نیاریم( که نمیتونیم بیاریم) سایت برای انتخاب واحد باز نمیشه.


خانمها و آقایان:


اسدی: تاییدیه دوره متوسطه


اکبری: تاییدیه دوره متوسطه


ایرجی: تاییدیه پیش دانشگاهی


برادران: تاییدیه دوره متوسطه، تاییدیه دوره متوسطه


برهان پناه: گواهینامه دوره پیش دانشگاهی


بزم آرا: تاییدیه دوره متوسطه


بنسبردی: گواهینامه دوره پیش دانشگاهی، گواهینامه دوره متوسطه، 

تاییدیه دوره پیش دانشگاهی


پورحسین: آوردی همشو، خدا ازت نگذره!!!


خودم: میدونم چیه،نمیگم


چراغیان: گواهینامه دوره پیش دانشگاهی، تاییدیه دوره متوسطه


خانی: گواهینامه دوره پیش دانشگاهی، گواهینامه دوره متوسطه، 

تاییدیه دوره متوسطه


داودی: گواهینامه دوره پیش دانشگاهی، گواهینامه دوره متوسطه


رزمی: گواهینامه دوره پیش دانشگاهی


فخر شاملو: تاییدیه دوره متوسطه


قاعدی: تاییدیه دوره متوسطه


محمدزاده: گواهینامه دوره پیش دانشگاهی، تاییدیه دوره متوسطه



مظلومی: گواهینامه دوره پیش دانشگاهی، گواهینامه دوره متوسطه، 

تاییدیه دوره پیش دانشگاهی


مقدم: گواهینامه دوره پیش دانشگاهی


هوشیار: تاییدیه دوره متوسطه



البته نگران نشین زیاد، این اوضاع برا کل دانشگاه اتفاق افتاده، 

فکرنکنم مشکلی پیش بیاد، یعنی خودشون بالاخره راه میان باهامون



"توجه"


پرسیدم تا روز قبل انتخاب واحد وقت داریم کسری مدارکو بیاریم.


حتما بیارین که مث اینکه این ترم ازون ترما نیست!


پر کن!

 

دور هم




یه سفره ی ساده

نه آب پرتقال و نه نوشیدنی های آنچنانی,

همون چایی خودمون ؛

رنگارنگی سفره مهم نیست ،

مهم چندنفری هستن که دورش نشستن ،

پر از عشق ، پر از محبت …

چایی تلخ رو که با عشق دم کنی ،

شیرین ترین نوشیدنی دنیا میشه حتی بدون قند....



بخشی از شخصیت شما در رگهایتان جاریست

بخشی از شخصیت شما در رگهایتان جاریست

آیا گروهای خونی می توانند باعث ایجاد یک خصوصیت یا عادت شخصی شوند؟


شاید بله�شاید هم نه�برای نزدیک شدن به پاسخ این مقاله را بخوانید.اما فراموش نکنید که اتکا به یک مقوله یا دلیل برای قضاوت در مورد اشخاص تنها نوعی ساده لوحی است.


تیپ گرم:  گروه خونیO

تیپ سرد: گروه خونی A


تیپ فعال: گروه خونی B


فارغ از مراقبت و بی نیاز از توجه: گروه خونی AB


خب حالا ادامه مطلبو بخونین


ادامه نوشته

کدومش؟

 

برنامه ی پنجم ماه عسل 92

برنامه ی پنجم:


 داستان زندگی مهیج مبین پسر 12 ساله و خانواده ی محترمشون بود.
این پسر بچه رو گروهی گروگانگیر در تاریخ 27 خرداد ربوده بودند و خدارو صد هزار مرتبه شکر که الان مبین آزاد شده با اعتقادش به خدا و کمک های فوق العاده ی نیروی انتظامی
در زمانی که مبین پیش اون گروهِ خبیث بوده انگشت دستش رو به شدت زخمی میکنن و خدارو شکر که الان تحت درمان قرار گرفته.
در پاسخ به این که در اون زمان پیش خودش چی میگفته اگه از اینجا بیرون بیاد گفت که با خودم گفتم که بیش از پیش قدر زندگیم رو بدونم و نماز و روزه هامو انجام بدم.

خانواده ی دریایی اهل تسنن هستند و گفتند که در اون زمان دوستان و آشنایان شیعه شون از امام رضا(ع) میخواستند که مبین نجات پیدا کنه.
و احسان اشاره کرد که کاش "اسلام ناب محمدی" رو به کل جهان نشون بدیم.
و با وحدت و هماهنگیمون یکپارچه باشیم.

خدارو شکر بابت آزادی مبین
انـشالله همیشه اتفاقات خوب بیافته.

اینم عکس!!!

 

بچه بودی کدوم بازی رو بیشتر دوس داشتی؟

 

ماجرای بز خری

ماجرای بز خری


روزی بود و روزگاری بود. یک روز ملانصرالدین تصمیم گرفت گاوش را به بازار ببرد و بفروشد پیش از رفتن به بازار، آب و علف خوبی به گاوش داد و آن را به بازار برد. یکی از آدم های بدکار وقتی دید ملانصرالدین گاوش را به بازار آورده تا بفروشد، فکری شیطانی به ذهنش رسید و نقشه ای کشید که سر بی چاره کلاه بگذارد. او با عجله به سراغ دوستانش رفت و نقشه اش را با آن ها در میان گذاشت و طبق نقشه، یکی یکی به طرف ملا نصرالدین رفتند.


ادامه نوشته

بگیر خواب


امروز كه از خواب بیدار شدم از خودم پرسیدم :

زندگی چه می گوید؟


جواب را در اتاقم پیدا كردم،

سقف گفت : اهداف بلند داشته باش!

پنجره گفت : دنیا را بنگر!

ساعت گفت : هر ثانیه با ارزش است!

آیینه گفت : قبل از هر كاری به بازتاب آن بیندیش!

تقویم گفت : به روز باش!

در گفت : در راه هدف هایت سختی ها را هُل بده و كنار بزن!

زمین گفت : با فروتنی نیایش كن!

و در آخر، تخت خواب گفت : ولش کن بابا بگیر بخواب !!!!!!!


خبر ناگوار


Naghmehsara05

"خبر ناگوار"


دانشگاه تا عید فطر تعطیله و از نمره جدید هم خبری نیست

اصلاحیه:

ازین به بعد روزای زوج ساعت 10 تا 12 بازه

"دیگه نرید رو ریل مترو دراز بکشینا"



خوش بختی …



نغمه سرا (8)

موضوع
انشا : خوش بختی …

به نام
خدا

خوش بختی یعنی قلب پدر و مادرت بتپد …

 

یک




نغه سرا (15)


گاهی با یک قطره ، لیوانی لبریز میشود


گاهی با یک کلام ، قلبی آسوده و آرام میگیرد


گاهی با یک کلمه ، یک انسان نابود میشود

گاهی با یک بی مهری ، دلی میشکند


مواظب بعضی یک ها باشیم !


در حالی که ناچیزند ، همه چیزند …...



وقتی دلم خسته می شود

bench in foggy autumn park


وقتی دلم خسته می شود ...




گرد و غبارش را با اشک می‌گیرم و از شادی که در راه است، می‌گویم.




وقتی دلم خسته می‌شود،

برایش از فردایی روشن می‌خوانم
به‌یادش می‌آورم که چه دل‌هایی را از خستگی به درآورده!

وقتی دلم خسته می‌شود،
می‌نشینم و برایش آرام نجوا می‌کنم
گرد و غبارش را با اشک می‌گیرم
و از شادی که در راه است، می‌گویم.


وقتی دلم خسته می‌شود،
دوست را صدا می‌زنم
و به خدایی که بزرگ است، می‌سپارم‌اش...



حق انتخاب


تو با زندگیت چکار می کنی؟




رمضون!


طنزه


طرز تهیه زولبیا و بامیه

 طنز ماه رمضون


مناجات غضنفر باخدا :

خدایا ماه رمضان را مانند المپیک هر ۴ سال یک بار آن هم در یک کشور برگزار کن

                                                         


غضنفر ماه رمضون ميره خونه دوستش مي خوابه

دوستش بهش ميگه سحر صدات كنم؟؟

غضنفر مي گه نه همون غضنفر صدام كني بهتره


                                                        

به غضنفرميگن پاشو سحره. ميگه بزار بخوابم.خودم فردا بهش زنگ ميزنم......


                                                        

این دنیا زندان مومن و دیاری فانی است و انسان در این دنیا مسافری بیش نیست و روزه بر مسافر واجب نیست
(ستاد روزه خواران)!!


                                                            

به طرف میگن; روزه میگیری؟ میگه نه، دو روز اول رو نگرفتم دیدم میتونم نگیرم بقیش رو هم 


به حیف نون میگن تو که روزه نمی گیری،

چرا سحری می خوری؟ می گه نماز که نخونم،...

روزه که نگیرم... سحری هم نخورم؟ بابا مگه من کافرم؟


سحرگاهان به قصد روزه داری// شدم بیدار از خواب و خماری

برایم سفره ای الوان گشودند// به آن هر لحظه چیزی را فزودند

برنج و مرغ و سوپ وآش رشته// سُس و استیک با نان برشته

خلاصه لقمه ای از هرچه دیدم// کمی از این کمی از آن چشیدم

پس از آن ماست را کردم سرازیر// درون معده ام با اندکی سیر

وختم حمله ام با یک دو آروغ// بشد اعلام بعداز خوردن دوغ

سپس یک چای دبش قند پهلو// به من دادند با یک دانه لیمو

خلاصه روزه را آغاز کردم// برای اهل خانه ناز کردم

برای اینکه یابم صبر و طاقت// نمود م صبح تا شب استراحت

دوپرس ِ کلّه پاچه با دو کوکا// کمی یخدر بهشت یک خورده حلوا

به افطاری برایم شد فراهم// زدم تو رگ کمی از زولبیا هم

وسی روزی به این منوال طی شد// نفهمیدم که کی آمد و کی شد

به زحمت صبح خود را شام کردم// به خود سازی ولی اقدام کردم

به شعبان من به وزن شصت بودم// به ماه روزه ده کیلو فزودم

اگرچه رد شدم در این عبادت// به خود سازی ولیکن کردم عادت

خدایا ای خدای مهر و ناهید// بده توش و توانی را به« جاوید»

که گیرد سالیان سال روزه// اگرچه او شود از دم رفوزه


  



                      


استقبال از رمضان


خدایا...........یادم بده............یادم باشه............یادت باشم...


http://www.kelishe.com/wp-content/uploads/2013/04/Ramadan-Greeting-Cards9.jpg


السلام علیک یا شهر الله الاکبر و یا عید اولیائه

در ماه پر خیر و برکت رمضان برایتان قبولی طاعات و عبادات را آرزومندیم ...


روزه هنگام سوال است و دعا / پر زدن با بال همت تا خدا

شهر یکرنگی و بی آلایشی / ماه تقصیر و گنه فرسایشی

عاشقان معشوق خود پیدا کنند / تا سحر در گوش او نجوا کنند

درد خود گویند با درمان خویش / با طبیب و یا انیس جان خویش ..

التماس دعا


حکایت ایرانی ها در قیامت



حکایت ایرانی ها در قیامت

حکایت ماها در اون دنیا!! 



خدا میگه: ای جبرئیل! ایرانیان هم مثل بقیه، فرزندان من هستند و بهشت به همه فرزندان من

 تعلق داره. اینها هم که گفتی، خیلی بد نسیت!

برو یک زنگی به شیطان بزن تا بفهمی درد سر واقعی یعنی چی!!! 

جبرئیل میره زنگ میزنه به جناب شیطان... دو سه بار میره روی پیغامگیر تا بالاخره شیطان

نفس نفس زنان جواب میده: جهنم، بفرمایید؟ 

جبرئیل میگه: آقا سرت خیلی شلوغه انگار؟ 

شیطان آهی میکشه و میگه: نگو که دلم خونه... این ایرونیها اشک منو در آوردن به خدا!

شب و روز برام نگذاشتن! تا روم رو میکنم این طرف، اون طرف یه آتیشی به پا میکنن!

تا دو ماه پیش که اینجا هر روز چهارشنبه سوری بود و آتیش بازی!... حالا هم که... ای داد!!!

آقا نکن! 

بهت میگم نکن!!! جبرئیل جان، من برم .... اینها دارن آتیش جهنم رو خاموش میکنن که جاش 

کولر گازی نصب کنن...



خدااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

عکس های خنده دار و دیدنی اول هفته !

نتیجه گیری ??!!

نتیجه گیری این داستان به پای خودتون باشه...


مردی متوجه شد که گوش همسرش سنگین شده و شنوائیش کم شده است. به نظرش رسید که همسرش باید سمعک بگذارد ولى نمیدانست این موضوع را چگونه با او در میان بگذارد. 
بدین خاطر، نزد دکتر خانوادگیشان رفت و مشکل را با او در میان گذاشت. 
دکتر گفت براى این که بتوانى دقیقتر به من بگویى که میزان ناشنوایى همسرت چقدر است آزمایش ساده اى وجود دارد. این کار را انجام بده و جوابش را به من بگو:ابتدا در فاصله ٤ مترى او بایست و با صداى معمولى مطلبى را به او بگو. اگر نشنید همین کار را در فاصله ٣ مترى تکرار کن. بعد در ٢ مترى و به همین ترتیب تا بالاخره جواب دهد. 
آن شب، همسر آن مرد در آشپزخانه سرگرم تهیه شام بود و خود او در اتاق تلویزیون نشسته بود. مرد به خودش گفت الان فاصله ما حدود ٤ متر است. بگذار امتحان کنم. 
سپس با صداى معمولى از همسرش پرسید: عزیزم شام چى داریم؟ جوابى نشنید. بعد بلند شد و یک متر جلوتر به سمت آشپزخانه رفت و دوباره پرسید: عزیزم شام چى داریم؟ باز هم پاسخى نیامد. باز هم جلوتر رفت و از وسط هال که تقریباً ٢ متر با آشپزخانه و همسرش فاصله داشت گفت: عزیزم شام چى داریم؟ باز هم جوابى نشنید . باز هم جلوتر رفت و به در آشپزخانه رسید . سوالش راتکرار کرد و باز هم جوابى نیامد. این بار جلوتر رفت و درست از پشت سر همسرش گفت:عزیزم شام چى داریم؟ زنش گفت: مگه کرى؟ براى پنجمین بار میگم: خوراک مرغ


سیر تاریخی مهریه




سیر تاریخی مهریه



عصر شکار: 20 کیلو گوشت دایناسور، 40 کیلو گوشت اژدها.

نتیجه: دایناسورها منقرض شدند 


عصر کشاورزی: 24 دست تبر سنگی، 24 دست تیغه و داس جنگی.

نتیجه: افزایش قتل به دلیل دم دست بودن داس برای خانوم ها 


عصر فلز: 70 ورقه مسی، 50 تا خنجر مفرغی و سرگرز آهن
.
نتیجه: افزایش شکستگی سر مردان به دلیل تماس با گرز آهنی 


عصر بخار: 30 هزارتومان و بخار کردن آب حوض خانه عروس
 خانوم

نتیجه: کمبود آب و جیره بندی شدن آب
 


عصر صنعت: 1 میلیون پول، 14 سکه طلا، یک اتومبیل و هرچی که
 با
 ص شروع میشد


نتیجه: بنا به درخواست آقایان تولید ژیان آغاز شد 



عصر کامپیوتر: هم وزن عروس خانم سکه طلا!!!

نتیجه: هرچی عروس خانوم مانکن تر باشد بهتر است 



نتیجه گیری کلی:



بابا بگو نمیخوایم زن بهت بدیم دیگه... این کارها یعنی چی؟؟



عامل اصلی انقراض دایناسور ها==> عروس ها

عامل اصلی کشته شدن مردها==> عروس ها

عامل اصلی ناقص شدن مردها==> عروس ها

عامل اصلی کمبود آب در تابستان ها==> عروس ها

عامل اصلی افزایش ماشین های فرسوده در سطح شهر==> عروس ها

عامل اصلی افزایش چاقی و افزایش بیماری ها==> عروس ها

تقلب!!!!!!!!!!!