طنزه

طنز ماه رمضون
خدایا ماه رمضان را مانند المپیک هر ۴ سال یک بار آن هم در یک کشور برگزار کن
غضنفر ماه رمضون ميره خونه دوستش مي خوابه
دوستش بهش ميگه سحر صدات كنم؟؟
غضنفر مي گه نه همون غضنفر صدام كني بهتره
به غضنفرميگن پاشو سحره. ميگه بزار بخوابم.خودم فردا بهش زنگ ميزنم......
این دنیا زندان مومن و دیاری فانی است و انسان در این دنیا مسافری بیش نیست و روزه بر مسافر واجب نیست
(ستاد روزه خواران)!!
به طرف میگن; روزه میگیری؟ میگه نه، دو روز اول رو نگرفتم دیدم میتونم نگیرم بقیش رو هم
چرا سحری می خوری؟ می گه نماز که نخونم،...
روزه که نگیرم... سحری هم نخورم؟ بابا مگه من کافرم؟
سحرگاهان به قصد روزه داری// شدم بیدار از خواب و خماری
برایم سفره ای الوان گشودند// به آن هر لحظه چیزی را فزودند
برنج و مرغ و سوپ وآش رشته// سُس و استیک با نان برشته
خلاصه لقمه ای از هرچه دیدم// کمی از این کمی از آن چشیدم
پس از آن ماست را کردم سرازیر// درون معده ام با اندکی سیر
وختم حمله ام با یک دو آروغ// بشد اعلام بعداز خوردن دوغ
سپس یک چای دبش قند پهلو// به من دادند با یک دانه لیمو
خلاصه روزه را آغاز کردم// برای اهل خانه ناز کردم
برای اینکه یابم صبر و طاقت// نمود م صبح تا شب استراحت
دوپرس ِ کلّه پاچه با دو کوکا// کمی یخدر بهشت یک خورده حلوا
به افطاری برایم شد فراهم// زدم تو رگ کمی از زولبیا هم
وسی روزی به این منوال طی شد// نفهمیدم که کی آمد و کی شد
به زحمت صبح خود را شام کردم// به خود سازی ولی اقدام کردم
به شعبان من به وزن شصت بودم// به ماه روزه ده کیلو فزودم
اگرچه رد شدم در این عبادت// به خود سازی ولیکن کردم عادت
خدایا ای خدای مهر و ناهید// بده توش و توانی را به« جاوید»
که گیرد سالیان سال روزه// اگرچه او شود از دم رفوزه
ღ♥ღღ♥ღღ♥ღღ♥ღღ♥ღღ♥ღ