عشق (فرستنده:P:H )

شیر نری دلباخته ی آهوی ماده شد.
شیر نگران معشوقه بود و میترسید بوسیله حیوانات دیگر دریده شود.
از دور مواظبش بود…
پس چشم از آهو برنداشت تا یک بار که از دور او را می نگریست،
شیری را دید که به آهو حمله کرد. فوری از جا پرید و جلو آمد.
دید ماده شیری است. چقدر زیبا بود ...
گردنی مانند مخمل سرخ و بدنی زیبا و طناز داشت.
با خود گفت: حتما گرسنه است. همان جا ایستاد و مجذوب زیبایی ماده شیر شد.
و هرگز ندید و نفهمید که آهو چگونه خورده شد…
نتیجه
اخلاقی : هیچ وقت به امید معشوقتون نباشید !! و در دنیا رو سه چیز حساب
نکنید اولی خوشگلی تون دومی معشوقتون و سومی اینکه تو
یاد کسی بمونی وقتی لازمه .
+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم فروردین ۱۳۹۲ ساعت 20:52 توسط بچه های هوشبری89 سبزوار
|
ღ♥ღღ♥ღღ♥ღღ♥ღღ♥ღღ♥ღ