مادر
مادر کودکش را شیر میدهد..به کودکش عشق می ورزد.
و کودک از نور چشم مادر خواندن و نوشتن می آموزد.
وقتی کمی بزرگتر شد کیف مادر را خالی میکند ...
تا بسته سیگاری بخرد.....
بر استخوانهای لاغر و کم خون مادر راه میرود..
تا از دانشگاه فارغ التحصیل شود.
وقتی برای خودش مردی شد.....
پا روی پا می اندازد...
و در یکی از کافه تریاهای روشنفکران
کنفرانس مطبوعاتی ترتیب میدهد و میگوید:
عقل زن کامل نیست....

+ نوشته شده در سه شنبه یکم اسفند ۱۳۹۱ ساعت 23:59 توسط بچه های هوشبری89 سبزوار
|
ღ♥ღღ♥ღღ♥ღღ♥ღღ♥ღღ♥ღ