سلام عرض میکنم خدمت همه همکلاسیای عزیزم


امروز خیلی اتفاقی یاد وبلاگ کلاسمون افتادم
 قدیما البته نه خیلی دور همین یکی دو ترم قبل منظورمه 
یه مناسبتی که پیش میومد خیلی برام مهم بود بیام یه پست بذارم
 و غم و شادیمو با همه شماها شریک باشم
ولی خب نمیدونم چرا الان........
البته شایدم میدونم و خودمو به ندونستن میزنم
.
.
.
شش ترم گذشته، عکسامونو که نگا میکنم از ترمکی تا همین مراسم شوله زردمون
همه مون یه عالمه بزرگتر شدیم (بیشتر ظاهری)
 با خودم میگم شاید دلیل بی توجهیمون به اینجا اینه که 
همراه ظاهرمون دل و عقلمونم بزرگ شده و
 الان خودمونو قاطی اون آدم بزرگایی حساب میکنیم که یه دنیا دغدغه دارن 
و کامنت گذاشتن تو وب کلاسی واسه شون خنده داره
شاید دلیل واقعیش همین باشه
ماها واقعا داریم قاطی آدم بزرگا میشیم و دغدغه هامون داره میشه مثل اونا 
شایدم دچار روزمرگی شدیم و ...
اما همه اینا هم که درست باشه نباید گذشته و خاطراتشو دور بریزیم.مگه نه؟؟
.
.
.
.
اول از خودم شروع میکنم من پایه ی چرخوندن اینجا هستم به شرطی که
همه با همین "عقاید و منیّت امروزشون" پاش باشن
حالا اگه کسی هست که مثل من فکر کنه و به درست شدن اینجا امیدوار باشه "یاعلی"

normal_عکس عاشقانه98

این وبلاگ حالا حالاها سرجاش هست توقع زیادیم ازتون نداره
هرکدوممون هفته ای یه کامنتم واسه دلخوشیش بذاریم حله